مادر ترا فرشته بگویم به جا بود

خاك رهت به دیده ي من توتیا بود

در هر سری رضای تو ام مدعا بود

بعد از خدا سجود برایت روا بود

مادر فروغ سرمد شب های من تویی

بی تو كجا روم كه مسیحای من تویی

***

بی تو سرود من همه تلخ است و درد ناك

بی تو زر جهان بودم خوار تر ز خاك

بی تو غمین و خسته ام و زار و سینه چاك

بی تو بهشت در نظرم هست چون مغاك

تا آنكه بر سرم بكشم چادر كفن

جز تو كجاست در غم و شادی شریك من

***

در شعر و در سرود سخن ساز من تویی

در اوج عشق شهپر پرواز من تویی

در گیر و دار حادثه دم ساز من تویی

در رمز های زندگیم راز من تویی

تا زنده  است پور خراسان غلام توست

زیرا كه هستیش همه مدیون نام توست