وجدان کاری چیست و عذاب وجدان چه عجوبه ای است؟؟
صرفنظر از تعاریف وجدان که افراد ایده ها و نظرات و تعاریف مختلفی در این خصوص ارائه می دهند و عذاب وجدان که الحمدالله (متاسفانه) در برخی افراد وجود خارجی ندارد و این نشان دهنده وجدان بیداری است که افراد دارند و نیازی به قاضی و محکمه ای ندارد(خوشبختانه).
وجدان ندای درونی افراد است زنگ خطر، چراغ خطر، چه می دانم ندای خطر و ... که به انسان اخطار می دهد که از مسیر راست منحرف نشود و مرداب گناه و باتلاق خط نقطه مقابل وجدان است و اگر وجدانت و خودت را بازیابی و بنوانی خودت را از مهلکه های سخت آن مرداب رهایی دهی به حتم پیروز میدانی و به حتم سعادت دنیا و آخرت را داری
بارها اتفاق افتاده است که پای صحبت افراد مختلفی می نشینیم و در مورد انسانیت، وجدان کاری ، حلال و حرام و ... صحبت می کنیم . اما وقتی پای عمل تاکید می شود عمل به میان می آید همه چیز فراموش می شود اوایل فهمیدن این موضوع سخت است وقتی خوب فکر می کنی می بینی که افراد ایده هاشون را فقط بیان می کنند.
مثلا وقتی در خصوص وجدان کاری در ارگانها صحبت می شود با تمسخر به تو نگریسته می شود و مورد ریشخند قرار می گیری(خود من که اعتقاد وجدان کاری را بعلت با وجدان بودن دیگران ار دست داده ام و ...)
سئوال اینجاست/آیا افراد وجدان کاری ندارند؟
یا
چه عواملی باعث عدم توجه به وجدان بخصوص وجدان کاری در ارگانهای ما شده است؟؟
ما را ناخواسته عادت داده اند که وجدان کاری و انظباط اجتماعی را زیر پا بگذاریم برای خطاهای خود به عذر و بهانه و منطقی جلوه دادن آن روی بیاوریم و بر تقویت آن کمک کنیم.
وقتی برای به تعویق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آوریم آن را امری حقیقی جلوه می دهیم و عواقب آن را از یاد می بریم .
اوایل وقتی به زشتی، عادتی که پیدا کرده ایم می اندیشیم و از این رو پیش وجدان خود شرمنده می شویم ولی وقتی وجدان سلب شود از زشتی عادت پیش وجدان خود شرمنده نمی شویم این احساس بدی است که می تواند ما را از ادامه روش قبلی باز ندارد، احساس شرمندگی و ناخشایندی احساس نمی شود.
برای مثال وقتی وارد ارگانی می شوید با ذهنیات پراکنده ، فکر می کنی که اگر وجدان کاری انظباط اجتماعی، ذات نفس الهی و ... را داشته باشی و کار خود را به درستی انجام دهی حق خود را تمام و کمال دریافت خواهی کرد و کسی که در کار خود کوتاهی کند عواقب آن را خواهد دید. دیری نمی پاید که این موضوع برایت برعکس ثابت می شود ، اینجا دیگر وجدان کاری نمی ماند اصلا وجدان کارایی خود را از دست می دهد. ضعف وجدان کاری و انظباط اجتماعی از بالا به پایین و.... و در پایان به بی وجدانی کارمندان دون پایه، کم کاری، ناآکاهی و ....
پروردگارا:
این توان را به ما و به مدیران، به نفس لوامه امان و به وجدانمان عطاکن که بتوانیم از مرداب هایی که در آن غرقیم رهاییم یابیم .
تو می دانی که پرواز را دوست داریم و تو به ناتوانایی هایمان واقفی پس این میل و نیرو را در ما زنده کن که خودمان را باز شناسیم .
وجدانمان را در قضاوت امورمان به کارگیرم و پرواز را آغاز کنیم
ای معبود دانا و توانا و ای داننده سرهای نهام ما
سلام دوستان