مدیران شایسته
برای خدا. پیامبر و امام خود خیرخواه باشد و پاک دامنی و بردباری اش بیشتر باشد. دیر به خشم آید و به پذیرش پوزش تن دهد و بر ناتوانان رحمت آورد و دربرابر قوی دستان سرفرود نیاورد. صاحت فتوت و بزرگ منشی و از خاندانی پارسا بوده از شمار دلیران و رزم آوران و بخشندگان و جوانمردان باشد که بزرگواری و خوبی را درخود فراهم آورد و ..
مولا پس از بیان این خصوصیات می فرماید <<در انتخاب مدیران تنها به خواست. اطمینان و خوش گمانی خود اعتماد مکن زیرا این افراد برای جلب زمان داران ظاهر خود را می آرایند و خوش خدمتی می کنند ولی درپس آن از خیر خواهی و امانت داری نشانی نیست>>.
امام علی (ع) در نامه ای به یکی از مدیران خویش می نویسد: مقامی که در دست توست طعمه نیست بلکه بار امانتی الهی است بر دوش تو.
امام دراین سخن مدیریت و مسئولیت را امانت می داند که به مدیر سپرده شده است امانت دانستن مدیریت موجب گردش درست امور و سلامت و استواری کارها میشود زیرا مدیر به خوبی می داند مقام او همیشگی نیست و او متعهد انه آن را پاس می دارد تا به فردی شایسته واگذار کند و هیچ گاه به فرد جایگزین به دیده رقیب نمی نگرد و از اینکه بار امانت را به مقصد رسانده و خیانت نورزیده خرسند است. اما مدیری که مقام و منصب خود را چونان طعمه ای می بلعد مسئولیت را فاسد و خود را تباه می کند.
شناخت حق در بسیاری از دو راهی ها دشتوار نیست. اما چون پیروی از آن سخت است آن را نادیده می گیرند و پس از آنکه زیان روی گردانی از حق آشکار شد می گویند: حق را نشناختیم.
امام علی (ع) در نامه اش به مالک اشتر می فرماید: حق را از آن هر که بود نزدیک بود یا دور بر عهده گیر و دراین راه شکیبا باش و آن را به حساب خداوند بگذار هر چند این رفتار با خویشاوندانت باشد و پایان آن را با همه دشواری اش طلب کن زیرا پایان آن پسندیده است. آنچه مهم است در حق است و بسیاری اوقات آنان که با حق در می افتند نزدیکان و خویشان هستند. پس باید مراقب نزدیکان بود.
جالب اینجاست که بیشتر مدیران نظام اسلامی ایران از نامه امام علی (ع) به مالک اشترک آگاهند و آن را حتما خوانده اند.
مالک که بود و اعتقاد امام به او چگونه بود؟؟
مالک بن حارث نخعی مشهور به مالک اشتر چهره درخشان و استوار گام ترین یاور علی(ع) است امام به او اطمینان داشت و هماره درایت کاردانی. دلاوری آگاهی و بزرگواری های مالک را می ستود و بدان می بالید در نامه ای به مردم مصر اعزام مالک را نوعی نثار خواندند و فرمودند <<بدانید که من شما را بر خود مقدم داشتم چرا که او خیرخواه شماست و در برابر دشمنانتان سرسخت است>>.حتی سوگند نامه های مولا در مرگ هم بی نظیر است.
مدیر موفق از ارائه برنامه ای که دارای برخی ابهام هاست خودداری می کند زیرا برنامه نسنجیده مجموعه را بی انضباط و آشفته می کند و از اعتماد کارمندان و مراجعان می کاهد ایمان مدیران را از دادن وعده های بیهوده باز میدارد. مدیر آگاه بر پایایه ناتوانایی خود برنامه ارائه میدهد نه بر اساس خیالات.
پیامبر (ص) فرمودند: مومن را نسزد که خود را خوار کند.
نتیجه کار نسنجیده عذرخواهی و پشیمانی است هر چند پوزش طلبی در هنگامه خطا نوعی شجاعت ااست اما تکرار آن مدیریت را متزلزل میکند. مدیران شایسته ما در ارگانها قسمت دوم مد نظر قرار داده و معمولا از عذرخواهی خودداری می کنند درصورتی که عدم عذرخواهی و پشیمانی خود نیز مدیریت را متزلزلتر می کند.
پند و اندرز ره انحراف را می بندد و صراط مسقیم را می نمایاند هر اندازه مقام و مسئولیت بیشتر شود نیاز به اندرز نیز بیشتر می شود از سوی دیگر انسان به دلیل غرور ناشی از برخورداری از مقامات دنیوی در برابر پند دیگران مقاومت می کند. یکی از بهترین روش های پند دهی و پند پذیری استفاده از جملات کوتاه گویا و پر معنی است که با توجه به شخصیت مدیر انتخاب میشود.
سلام دوستان